بسمه تعالی
راز خردورزی در کلمه ای نهفته است که با آن آشنایید، اما کمترکسی به اهمیت فوق العاده ی آن توجه دارد. این کلمه ی حیاتی "چرا" است. چرا گفتن و برای گرفتن جواب آن پافشاری کردن و قبل از گرفتن جواب تصمیم نگرفتن، ترسیم کننده ی روح خردورزی در زندگی است. در واقع ما آنقدرکه به چراییِ چیزها فکر می کنیم خردورزیم. همه ی کارهای ما واکنشی است به نیازهای ما، همان طور که همه ی عقاید ما جوابی است به سئوالات ما. تا نیاز و خواستی نباشد حرکتی صورت نمی گیرد و تا سوالی نباشد و سئوال جوابی را نطلبد، عقیده ای پدید نمی آید.
اما مسئله به این سادگی نیست، زیرا کارهای متفاوت و گاه متضاد ادعای پاسخگویی به یک نیاز را داشته باشند و در جواب یک سئوال، عقاید مختلفی خودنمایی کنند! این یک حقیقت است و همان طور که نمی توان چند عقیده ی متفاوت را با هم داشت، عاقلانه نیست که برای بر طرف کردن یک نیاز جسمی یا روحی، کوچک یا بزرگ، دورنی یا بیرونی و ... همه ی کارهای ممکن را انجام داد و راههای متعدد را امتحان کرد. نه عمر کوتاه ما این اجازه را به ما می دهد و نه امکانات کم و نیازهای فراوان ما. این جا، جای انتخاب است و هر کسی ممکن است راهی را انتخاب کند. وقتی گرمای هوا آزاردهنده می شود، می شود کاغذی دست گرفت و خود را باد زد، می شود لباسها را در آورد و به آب زد، می شود خود را در معرض باد کولر یا پنکه قرار داد و ... همه ی این ها راه حل های مشکل شماست، اما شما کدام یک را انتخاب می کنید؟ درست است! هر کدام که نسبت به شرایط شما مناسب تر باشد، اما چه کسی به شما می گوید که این کار متناسب این شرایط است؟ دقیقا درست است، عقل شما! هر جا پای انتخاب در میان باشد خرد انسان دست به کار می شود و با سنجش و بررسی اوضاع، بهترین را بر می گزیند و به شما پیشنهاد می کند.
این معنای خردورزی در زندگی است، اما این طور نیست که همه به این خردورزی پای بند باشند و قواعد آن را رعایت کنند. برای آن که فرد با حضور خرد گام مثبتی برای بهروزی ما بردارد لازم است:
اولا با چون و چرا کردن در کارها و عقایدمان پای خرد را به میان بکشیم. کسانی که عادت ندارند در مقابل کاری که می خواهند انجام بدهند یا عقیده ای که به آن ترغیب می شوند "چرا" بگویند، فرسنگ ها از زندگی سعادتمند دورند. "چرا" نیروی محرکه ی خرد است.
دوم این که اطلاعات و دانستنی های لازم را در اختیار خرد خود بگذارند. قوی ترین خردها و محکم ترین منطق ها هم وقتی از اطلاعات غلط یا ناقص تغذیه بشوند در دام اشتباه می افتند. هر چقدر در گردآوری مواد خام لازم برای سوخت و ساز خرد وسواس و دقت به خرج بدهیم می توانیم از نتیجه ای که خردمان می گیرد مطمئن باشیم.
و سوم یادمان باشد برای تقویت یک حاکم هیچ چیز اصلی تر از اطاعت نیست و خردوزی یعنی حکومت خرد بر باقی انگیزها و عوامل. اگر به آن چه خرد فرمان می دهد عمل نشود اولین اتفاقی که می افتد تضعیف موقعیت خرد است، به این معنی که به جسارت، استقلال و دقت آن برای دفعات بعد ضربه زده اید و اگر این تبدیل به عادت شود، زندگی دست خوش امیال و انگیزهای بی پایه و سرگردان می شود و به سمت پوچی حرکت می کند.
احادیث:
قال النبی محمد صلی الله علیه و آله:
انسان به وسیله ی خرد و عقل به همه ی نیکی ها دست می یابد. هر کس خرد ندارد دین ندارد.
الحیاة ج 1 ص76
... فردای قیامت، درجات بندگان خدا و دستیابی به قرب و نزدیکی پروردگار، به اندازه ی خردهای ایشان است. الحیاةج 1 ...
امام علی علیه السلام به پسرش حسن (ع) فرمود:
پسرم، بی نیاز ترین بی نیازی عقل است و بزرگترین فقر و نیازمندی بی خردی و احمقی. .... ثمره ی خرد پیروی از حق است.
الحیاة ج 1 ص81
امام صادق علیه السلام:
ستون وجود آدمی عقل است. زیرکی و فهم و به یاد سپری و دانشوری (علم) ازخواص عقل است.
الحیاة ج 1 ص 83
ارسال شده توسط جناب آقای رضوی- مرکز اسلامی کوریچیبا.